پایگاه خبری تحلیلی آب ایران

آخرین اخبار
سرویس خبری: آب
کد خبر: 30951
تاریخ: 20 دی 1395
جامعه ی آب کشور گرفتار معضل روشنفکری و مد گرایی است/ مشکل ما هستیم  نه مافیای آب!گفتگوي ويژه كاوه مدني با پايگاه خبري تحليلي آب ايران:

جامعه ی آب کشور گرفتار معضل روشنفکری و مد گرایی است/ مشکل ما هستیم نه مافیای آب!

دکتر کاوه ی مدنی، استاد امپریال کالج لندن، چهره ی نوین مهندسی عمران آمریکا در سال 2012، دانشمند برجسته ی جوان علوم زمین در سال 2016، درباره ی مشکلات مدیریت آب کشور و پدیده "روشنفکری آبی" با پایگاه خبری تحلیلی آب ایران به گفتگو پرداخت.

پایگاه خبری تحلیلی آب ایران: این روز ها واژه های بسیاری را می شنویم که برایمان جذاب هستند؛ حکمرانی آب، توسعه ی پایدار، آب مجازی، مدیریت یکپارچه منابع آب، مدیریت جامع، امنیت آبی، دیپلماسی آب، بازار آب، مافیای آب و… اما به راستی درک درستی از هرکدام از این تعاریف داریم؟ ما گذشته ی خود را به طور دقیق نمی شناسیم، همه ی افراد دنبال این هستند که آینده ی آب کشور را پیش بینی کنند. مشکل ما مساله شناسی است. ما تاریخ توسعه ی آب در این مملکت را نمی دانیم. ما نمی دانیم که این مشکلات چطور به مرور زمان شکل گرفته اند و تنها به دنبال یافتن مقصر هستیم و نمی دانیم که وضع کنونی ما محصول تفکر جمعی ماست. طی سال های سال این قضیه شکل گرفته است و خود ما آن را رقم زده ایم. ما سیستم آب خود را نمی شناسیم و اطلاعات پایه ای درستی در مورد آن نداریم. بنابراین ابتدا باید تاریخ نگاری کنیم.

دکتر کاوه ی مدنی، استاد امپریال کالج لندن، چهره ی نوین مهندسی عمران آمریکا در سال 2012، دانشمند برجسته ی جوان علوم زمین در سال 2016، درباره ی مشکلات مدیریت آب کشور و پدیده “روشنفکری آبی” با پایگاه خبری تحلیلی آب ایران  به گفتگو می پردازد که در ادامه می‌خوانیم.

 

جناب آقای مدنی به عنوان اولین سوال بفرمایید آیا می توان مشکلات مدیریت آب کشور را حل کرد؟جامعه ی آب کشور گرفتار معضل روشنفکری و مد گرایی است/ مشکل ما هستیم نه مافیای آب!

ابتدا باید دید ما فهم درستی از کلمه ی مدیریت داریم یا خیر؟ به نظر من مدیریت در ایران یک مفهوم گنگ است. تعریف درستی از آن در کشور نداریم. نمی دانیم چه کسی آب را در کشور مدیریت می کند و مدیریت منابع آب در کشور بیش تر یک واژه ی فانتزی است که ما درباره ی آن صحبت می کنیم و هر جا که ذهنمان نمی تواند مساله را تحلیل کند، می گوییم مشکل مدیریتی است. خیلی درست نمی دانیم که چه می گوییم و همیشه از مدیریت جامع در کشور حرف می زنیم. این که مدیریت الان ایراد دارد، باید یکپارچه و پایدار گردد را همه می گویند و در ظاهر همه می دانند. یک سری واژه هایی در کشور مد شده است که خیلی هم نمی دانیم چیست؛ مثل مدیریت یکپارچه ی منابع آب، حکمرانی مطلوب آب و …بیان این واژه ها بیشتر یک ایده آل گرایی است بدون اینکه تعریف درستی از آن ها داشته باشیم. واقعیت این است که در علم می گوییم مفاهیمی مثل توسعه پایدار، آزادی و برابری و موارد این چنینی که خیلی ایده آل هستند و جذاب هم به نظر می رسند، تعریف صلب و ثابتی ندارند، یعنی تعریف آن ها بر اساس دانش و شرایط دائما در حال تغییر است. ممکن است مفهوم آزادی  برای ما با کسانی که در گذشته بوده اند تفاوت داشته باشد، بنابراین توسعه ی پایدار هم همین است. از نظر من یک سری مفاهیم ایده آل هستند که ما خیلی نمی توانیم آنها درست تعریف کنیم. اما ایراد اینجاست که فکر کنیم تلقی ما از توسعه ی پایدار و مدیریت یکپارچه و جامع لزوما همان تعریف درست است و این خطر می باشد. ما هرچه جلوتر می رویم علم به ما می گوید ما خیلی کم می دانیم و محیط  اطراف را نمی شناسیم. فاکتور های عدم قطعیت بسیار زیاد هستند. بنابراین ما می گوییم سیستم بسیار پیچیده ای که تلفیقی از انسان و طبیعت است را داریم که این سیستم به شدت پویا است و رفتار غیر قابل پیش بینی دارد و زمانی که یک مجموعه این شرایط را دارد شما نمی توانید  با یک راه حل ساده مشکل ان  را حل کنید و در این شرایط است که مدیریت تلفیقی مطرح می گردد؛ ما باید از در های مختلف برای حل مشکل وارد شویم. شما اگر یک بیمار را درنظر بگیرید که هم کبد و هم کلیه و قلب و بسیاری از اعضای آن مشکل دارد. شما نمی توانید تنها روی یک قسمت آن متمرکز شوید و مساله را حل کنید. بنابراین گفته می شود مدیریت تلفیقی راه حل است. متاسفانه بارها و بارها از خود من پرسیده می شود اگر بخواهی برای ایران یک کار انجام دهی آن چیست؟ این  سوال غلطی است؛ چرا که وقتی مساله این طور پیچیده می شود راه حل آن دیگر فقط تعادل بخشی یا فقط کاهش مصرف و یا فقط آب های ژرف و شیرین سازی نیست؛ بلکه باید از در های مختلف وارد شویم و این تعریف درستی از مدیریت تلفیقی در کشور است.

 

آقای مدنی از نظر شما چرا بهره وری آب در بخش کشاورزی پایین است؟

بهره وری آب در بخش کشاورزی پایین است و دلیل آن این است که ما به بخش کشاورزی هیچ گاه به عنوان بازوی اقتصادی نگاه نکردیم. ما اقتصاد نفت محور داریم بنابراین بخش کشاورزی درکشور ما به دو دلیل مهم بوده است که یکی ازآن ها اشتغال است که مهم ترین دلیل می باشد و دلیل دیگر تامین غذا بوده است که در این بخش نیز خیلی موفق نبوده ایم. اقتصاد نفت محوری که به صورت اقتصادی به کشاورزی نگاه نکرده است، هیچ موقع نمی آید صنعتی فکر کند و نمی داند چطور ضرر و زیان را تراز کند. همچنین باید توجه کرد که این بخش غیر دولتی بوده و کشاورزان ما کشاورزان خرد هستند و ما با تعداد بالای کشاورز و زمین های کوچک مواجه هستیم که عملکرد آنها نیز سنتی بوده و همیشه به یک حمایتی نیاز داشته اند و ما آب آنها را مجانی کردیم و سعی کردیم برق ارزان به آنها بدهیم بنابراین قدرت نوآوری، رقابت و شکوفایی را از این بخش گرفته ایم و این بخش همان طور سنتی و قدیمی عمل کرده است و هیچ گاه انگیزه ای از لحاظ اقتصادی نداشته است تا متفاوت عمل کند و بنابراین وضعیت معیشتی کشاورزان خرد طوری نبوده است که توان این را داشته باشند که بهره وری زمین های خودشان را بالا ببرند. اگر نگاه کنیم کشاورزان نمونه ای که ما هر سال به آن ها جایزه می دهیم کشاورزانی هستند که زمین های بزرگ داشته اند. این کشاورز ها اقتصادی و صنعتی  کار می کنند. ما چون این نگاه اقتصادی را نداشته ایم نتوانسته ایم درست عمل کنیم و مساله ی دیگر این است که یادمان باشد اگر راندمان آبیاری در بخش کشاورزی پایین است این لزوما عامل ایجاد مشکل نیست، ما اگر بخواهیم آبیاری را قطره ای کنیم و راندمان را بالا ببریم، تجربه جهانی نشان داده است وقتی این اتفاق بیفتد، مصرف آب در خیلی از موارد اتفاقا افزایش می یابد. چون ما اگر از در مقابل وارد نشویم و اقدام نکنیم تا آبی که از افزایش راندمان ذخیره می شود را از کشاورز بگیریم، او محصول دیگری می کارد و مصارف بالاتر می رود.

از نظر شما آیا بازار آب راهکاری اقتصادی برای حل بحران در شرایط کنونی کشور است؟

باید گفت بازار داد و ستد آب با بازار های دیگر متفاوت است. ما بازار آب را به طور نسبی در کشور داشته ایم. در حقیقت هرجا که شما بتوانید حقابه و برداشت و تخصیص آب را مدیریت کنید عملا بحث تبادل آب رخ می دهد اما متاسفانه ما هنوز ساز و کار مناسبی برای این تبادل نداریم و در بسیاری از موارد حتی موانع قانونی هم داریم. بازار آب لزوما نیازمند تشکیلات عجیب و غریبی نیست و یا مثلا به تکنولوژی خاصی وابسته نیست. بحث این است که اگر حقابه مدیریت و نظرات شود این اتفاق می افتد و خود آب به سمتی خواهد رفت که سود دهی بیشتری دارد چرا که اگر حقابه ها تعریف شوند، مدیر شهر می تواند از کشاورز آب را بخرد و مهم این است که ساز و کار مدیریت حقابه ها تعریف شود و سیستم مانیتورینگ و رصد این داستان ایجاد شود. خیلی ها از بازار آب تصویر فانتزی دارند. این که بگوییم بازار آب مشکل ما را کامل حل خواهد کرد، درست نیست. مصرف ما باید اقتصادی شود و این بدان معناست که آب باید به جایی برود که آورد هر قطره ی آن از نظر ریالی بیش تر باشد؛ چه در کاشت محصول و چه در صنعت . همه فکر می کنند باید یک بازار رسمی  آب درست شود و  قیمت آب بالا برود اما در واقع چنین نیست. اگر بتوانیم حقابه ها را درست مدیریت کنیم می توانیم بازار آب خوبی داشته باشیم. موانع حقوقی داد و ستد حقابه ها را برداریم بازار آب به طور تدریجی شکل می گیرد. تجربه نشان می دهد که وقتی مانع نمی شویم کشاورزان خود به خود به سمت افزایش بهره وری اقتصادی حرکت می کنند.

 

شما کدام منابع مالی را غیر از منابع دولتی برای اجرای طرح  های در دست مانده و پروژه های جدید و بنیادی پیشنهاد می کنید؟

سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی می تواند تاثیرگذار باشد  هر چند که هنوز فضا برای سرمایه گذار خارجی مطلوب نیست. بخش خصوصی هم هنوز به سرمایه گذاری در پروژه هایی که به دولت مربوط می شود علاقه وافری ندارد. اما حرف من این است که مشکلات ما در بخش آب تنها یک جنبه اش مالی است، جنبه های ساز و کاری و ساختاری مدیریتی آن مهم تر است. ما باید تفکر خودمان را عوض کنیم. دانش و آگاهی ما هنوزبه سمت درستی نرسیده است. کاش بخش جدیدی از سرمایه به سمتی برود که تفکر غالب ما را تغییر دهد.

شما دلیل بحرانی شدن آب در ایران را بیش تر در چه عواملی می دانید؟

دلیل آن دلیل ساده ای است؛ فهم غلط از توسعه. ما مفهوم توسعه را درست نفهمیده ایم. ظرفیت های خودمان را درست نشناخته ایم. آب را به عنوان یک عامل محدود کننده ندیده ایم و به عنوان عاملی دیده ایم که باید در مسیر توسعه همراه ما بیاید و مارا تامین کند و ما فکر کردیم آب لا یتناهی است و این ایراد اصلی داستان بوده است و هنوز هم تفکر ما به صورت جدی عوض نشده است. البته احتمالا دغدغه من در مورد استفاده نا به جای ما از کلمه بحران را هم شنیده اید!

بحث آب مجازی در کشور را چقدر به عنوان راه حل بحران آب صحیح می دانید؟

آب مجازی کلمه ای است که در ایران مد شده است. کسی که مفهوم آب مجازی را تولید کرده است و اتفاقا از دوستان و همکاران در لندن هم هست نیز بعضی از این ادعاهایی را که ما در مورد آب مجازی می کنیم  نمی کند. نمی دانم چرا در ایران فکر می کنند با تبادل آب مجازی مشکلات به سادگی حل می شود.این مفهوم درستی نیست. آب مجازی یک شاخص است که باید با نگاه کردن به آن بفهمیم در سیستم کشور چه اتفاقی در حال افتادن است. ایران از لحاظ بعضی داده های موجود واردکننده ی آب مجازی است پس یعنی باید خوشحال باشیم که مشکلی نداریم؟ نه این درست نیست. این ها هم از جنس همان روشنفکری هایی است که بدون این که موضوعی را درک کنیم برداشت غلط از مفهوم را به عنوان پایه و مبنا برای تصمیم گیری قرار می دهیم و تازه آن را نقد هم می کنیم. شما نمی توانید آب مجازی را از اقتصاد جدا کنید. برای این که چیزی که نهایتا تصمیم گیرنده است این است که چه قیمتی را برای محصول پرداخت می کنیم و اصلا میزان تبادل آب کشور ها بر اساس موجودی آب آن ها نیست، بلکه بر اساس اقتصاد آنها است . اقتصاد های قوی تر صادر کننده ی تکنولوژی و وارد کننده ی غذا هستند؛ یعنی واردکننده ی آب مجازی؛ بنابراین آب خود را در صنعت خرج می کنند و آب را از کشور های با اقتصاد ضعیف تر با قیمت پایین می خرند. این مطلب را من سر کلاس درس می دهم و مطلبی است بسیار پایه و ساده. من نمی دانم چرا انتظارات غلطی از یک مفهوم ساده داریم. من همیشه به شوخی به آقای تونی الن که مفهوم آب مجازی را ابداع کرده اند می گویم که اگر به ایران بیایند و در مورد آب مجازی صحبت کنند ممکن است از جلسه بیرونشان کنند چون تعریف و انتظارات ما از آب مجازی با تعریف و انتظارات ایشان از آب مجازی یک دنیا تفاوت دارد!

 بر استفاده از آب های ژرف و کارستی کشور تاکید دارید؟

بخش آب کشور ما مثل آدمی است که 60-50 سال ورزش نکرده است و از چاقی رنج برده و سیگار نیز می کشد و رژیم غذایی پرچربی دارد. وقتی به سراغ هر دکتری می‌رود به اوگفته می شود که باید سیگار را ترک کند، رژیم غذایی خود را تغییر دهد و ورزش کند. ولی این آدم همواره به دنبال یک قرص و داروی جدید می گردد و حاضر نیست کار های پایه ای که دکتر به او می گوید را انجام دهد و در فضای تخیلی خود سیر می کند. وضعیت ما در آب هم به همین شکل است. به ما گفته می شود کاری که اکنون باید انجام دهیم کاهش مصرف و کاهش تقاضای آب است اما ما به دنبال راه حل های زود بازده فضایی هستیم . یک روز به دنبال آب شیرین کردن و یک روز هم به دنبال آب های ژرف هستیم. به فرض این که میلیون ها لیتر آب ژرف داشته باشیم، خب آن آب را هم استفاه کرده و سریع برایش برنامه ریزی می کنیم. سابقه ی ما نشان می دهد هر پروژه ای را کلنگ زده ایم برای آبش زود تر از همه چیز برنامه ریزی کرده ایم. مکان یابی و جایابی و تخمین میزان آب های ژرف آسان نخواهد بود و حداقل بهتر است برای برداشت آن عجله نکنیم و آن را برای نسل های آینده نگه داریم. برداشت آب های ژرف یک راه حل فنی است مانند انتقال آب، سد سازی و چاه و … ما منکر ارزش تکنولوژی نمی شویم. بحث این است که چه چیزی را کجا ازش استفاده کنیم و آن را با چه گزینه هایی مقایسه می کنیم. عادت کرده ایم به جای انتخاب خوب  و بد بین بد و بدتر انتخاب کنیم . بنابراین عده ای استفاده از این آب ها را درمقایسه با آب شیرین کن ها و انتقال آب بهتر می دانند و توجیه می کنند.در حالی که راه حل بهتر کاهش مصرف و تقاضا است و اینکه چگونه با مصرف آب کم تر، تولید بیشتری داشته باشیم.

روش های فرهنگ سازی آب در کشور های مدرن به چه صورت می باشد؟

یک مقداری از این داستان مساله ی فرهنگی ماجراست که فرد ارزش آب را بداند، شیر آب را ببندد، مدت کوتاه تری استحمام کند و … ولی اصل داستان اقتصادی است. مهم ترین فاکتوری که باید لحاظ شود اقتصادی است. مردم به سیگنال های اقتصادی پاسخ می دهند. اگر بتوانیم یک روش را جلوی پای کشاورز بگذاریم که با مصرف آب کم تر سود بیشتری داشته باشد طبعا کشاورز قبول می کند. اما ما بلد نیستیم مشوق های اقتصادی بسازیم. ما عادت کرده ایم یا از مکانیزم های تنبیهی استفاده کنیم و مثلا تلاش کنیم یکباره قیمت آب  را بالا ببریم و اگر فرد زیاد برداشت کرد، تنبیه بشود.چنین کاری هم که از لحاظ سیاسی و اجتماعی به سادگی امکان پذیر نیست  بنابراین آنقدر صبرمی کنیم تا بگوییم دیگر آب نداریم. خیلی دنبال سرمایه گذاری و یاد دادن نرفته ایم. ما اگر بتوانیم شغل تامین کنیم و صنعت را توسعه بخشیم، خیلی از کشاورزان زمین خود را رها کرده و در بخش صنعتی کار می کنند تا دیگر نیز آفتاب نخورند و نگران  سم و کود و افت و فروش رفتن محصولات خود نباشند. ما جایگزین برای کشاورز ایجاد نکرده ایم و باید بفهمیم که بخش آب در کشور به بخش های دیگر هم وابسته است و این مملکت نیاز به توسعه ی اقتصادی و صنعتی دارد و باید با آب کم تر سود بیشتری را تامین کند. فرهنگ سازی در کشور ما به تغییر ذهن و نگرش مسئولین ما برمی گردد . مردم نیز باید خود را مسئول بدانند و همیشه نباید دنبال یک دشمن خارجی برای آنچه خود خلق کرده ایم نگردیم.

پیش بینی های بین المللی چه آینده ای را برای ایران و منطقه متصور شده است ؟

پیش نمایی های آینده کلی هستند، این که این منطقه، منطقه ای گرم و خشک است و بیشتر مدل های تغییر اقلیم می گوید که این مناطق خشک تر نیز می شوند و دما بالا خواهد رفت و ظرفیت کشاورزی کاهش می یابد و جمعیت نیز روبه رشد است. اما هیچ کس نمی تواند پیش نمایی دقیقی از آینده متصور شود و ضمن این که خیلی از پیش نمایی های قدیم درست نبوده است، مثلا انتظار می رفت جمعیت کشور تا سال  1400 به 100 میلیون نفر برسد و این اتفاق نخواهد افتاد. پیش نمایی در این موارد سخت است.

ما گذشته ی خود را نمی شناسیم  و مشکلی که داریم این است که خیلی درگیر آینده هستیم و به گذشته ی خود خیلی توجه نکرده ایم. همه ی افراد دنبال این هستند که آینده را پیش بینی کنند. اینکه تقاضای آب بیش تر از موجودی آن است را همه می دانیم، اما این که گفته می شود در فلان تاریخ آب تمام می شود و مثلا تا فلان سال دیگر آب نداریم حرف غیر منطقی می باشد. یک مشکلی که وجود دارد این است که جامعه ی آب ما دچار روشنفکری شده است. روشنفکر با این که کلمه ی مثبتی به نظر می آید، در واقع یک چیز منفی است. قشری را روشنفکر تلقی می کنیم که حرف های خوبی می زنند اما نمی توان فهمید که دقیقا چه می گویند و درک آنها برای عوام سخت است. روشنفکران جامعه حرف های خوبی می زنند اما حال اجرا کردن آن را ندارند و دایما در حال انتقاد هستند و هیچ چیز هم آنها را راضی نمی کند، ما سیستم آب خود را درست نمی شناسیم، حوصله ی کار های بنیادی و پایه هم نداریم. خیلی سریع هم می خواهیم نتیجه بگیریم و با اعتماد به نفس بالایی صحبت می کنیم و می گوییم مشکل آب نیرو، مهاب قدس و یا مافیای آب و مهندسین بی مسوولیت هستند و یا مثلا می گوییم حکمرانی آب چیز خوبیست، از مدیریت یکپارچه و توسعه ی پایدار و آب مجازی و دیپلماسی آب صحبت می کنیم که تنها حرف های قشنگی هستند. ما حاضر به مطالعه ی بیش تر و افزایش دانش خود نیستیم و تنها خودمان برای خودمان دست می زنیم و از هم تقدیر می کنیم. اتفاقی که در این جا افتاده این است که ما دچار نوعی اسارت روانی شده ایم؛ یعنی در یک قاب روانی محدود شده ایم و فقط با همنوعان خودمان در این باره صحبت می کنیم و بدون آن که مفاهیم را درک کنیم آن را تکرار می کنیم و در نهایت افرادی که بیرون این جامعه باشند، حرف های ما را متوجه نخواهند شد، گویی ارتباط ما با جامعه ی واقعی قطع شده است. مد گرایی و روشنفکری در این زمینه به درد جامعه ی ما نمی خورد. ما نیاز به یک قشر عملگرا داریم. ما می توانیم آموزش، فرهنگ و مدیران را نقد کنیم اما مشکل آب کشور در واقع  خود ما روشنفکران هستیم. باید در نظرگرفت این توده ی مردم هستند که تصمیم می گیرند و نهایتا یک چیز را رقم می زنند. ما باید واقعیت های جامعه را درک کنیم و دنبال کلمات فانتزی نباشیم. ما باید به دنبال رفع مشکلات پایه ای باشیم.

ما باید برای حل مشکل آب کشور از خودمان شروع کنیم و به یک درک مشترک از مشکلات آب کشور برسیم. درک مشترک لزوما نیاز ندارد که تخصص ما یکی باشد ما باید بفهمیم که چرا کشاورز از آب بدین شکل استفاده می کند، باید بفهمیم چرا مردم در مصرف آب صرفه جویی نمی کنند و چرا فردی که همچنان ماشین خود را با آب می شوید با ما همکاری نمی کند. ما به در ک مشترک نیاز داریم که با مطالعه ی گذشته حاصل می شود. برای رسیدن به درک مشترک به فرهنگ گفتگو و احترام به نظرات دیگران هم نیاز داریم که ما از آن بی بهره ایم. صد تا گروه تلگرام آب و محیط زیست داریم. همه دوست دارند مرجع و رهبر جریان باشند. تا کسی از کسی سوال می کند و مطلبی را نقد می کند بهمان بر می خورد و سریع یک گروه تلگرامی جدید درست می کنیم و دوباره روز از نو روزی از نو. انتقاد های ما هم فنی نیست و خیلی از مواقع بی ربط به موضوع است. ما باید با پوپولیسم محیط زیستی که درست شده است مقابله کنیم و خرافاتی را که در حوزه ی منابع آب ایجاد شده اند را از بین ببریم. اگر این فاصله بین روشنفکران آبی و مصرف کنندگان و تصمیم گیرندگان آب کم نشود به حل مشکلات آب کشور نمی توان امید داشت.

پریسا سلامی

 

 

QR:جامعه ی آب کشور گرفتار معضل روشنفکری و مد گرایی است/ مشکل ما هستیم  نه مافیای آب!

هم اکنون می توانید با کمک بارکدخوان گوشی هوشمندتان، این بخش را همراه خود داشته باشید.
برای این کار، برنامه بارکدخوان گوشی تان را اجرا کرده و سپس دوربین گوشی را روی نگاره بارکد خبر بگیرید.

  1. فرامرزی می‌گه:

    سلام

    در طرحی که من برسی کردم میشه از جنوب ایران از استان سیستان تا

    استان گلستان یک کانال با عرض ابراه 200 متر با عمق 30 متر و طول تقریبی 1300 کیلومتر با عمق متوسط 500 متر بصورت طبقه ایی با عرض متوسط 3 کیلومتر و حجم خاک برداری 11 میلیارد متر مکعبی . مزایای فراوانی داره و هم ارز اوری فراوان و هم در بهبود شرایط ابی کشور تاثیر بسزایی داره تکنلوزی پیشرفته ایی رو هم طالب نیست

    هزینه طرح هم 20 هزار میلیارد تومان در عرض 7 سال به بهره برداری خواهد رسید هزینه لایروبی هم نمی خواهد چند کانال از ته اب راه با شیب عکس جریان اب و خاک رو به دریای جنوب سرازیر میکنه . و در قسمت استان گلستان نیاز به تداخل دو دریا نیست مثل کانال پاناما یعنی تا استان گلستان عمق ابراه از سطح دریای ازاد 30 متر پایین خواهد بود و از طرف خزر هم اب 30 متر از دریای خزر پایین خواهد بود و در نقطه ایی بصورت پلکانی کشتی ها از کانال پایین وارد کانال بالا خواهند شد یعنی کشتی وارد حوز خواهد شد و اب تخلیه و اب بالا به داخل حوز پمپ خواهد شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *